سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
عشق پریشون
عشق پریشون

  •   تو باز هم نیامدی
  •  


    از شامی که قرار بود تو بیایی و با هم باشیم دو صندلی خالی به انتظار نشسته اند و دو شمعی که حالا دیگر به پت پت افتاده اند


    پاکت سیگاری که قرار بود بعد از صرف شام با هم دود کنیم... نمی دانم چرا ته تمام فیلترهای خاموش شده رژ دارد؟؟؟؟!!؟؟ این یعنی اینکه تو باز هم قرارمان یادت نبود.


    تا نیمه شب بدون هیچ سخنی روی صندلی لنگان کنار شومینه تاب خوردم و با اینکه می دانستم خیال آمدن نداری چشم به در دوخته بودم


    از ترس اینکه خوابم ببرد فنجان فنجان قهوه نوشیدم و نخ به خخ سیگار پک زدم...


    چشم که باز می کنم دیگر صبح رسیده است بلند می شوم و لباس لَخت سفیدم را بر می کنم


    حالا دوباره سیاه می پوشم و نیامدن تو را تنهایی به سوگ می نشینم


     


    http://plogger.ir/up/2011-1/68671001546778.jpg


     



  • نویسنده: ویس محلوجی(یکشنبه 26/10/89 ساعت 1:34 عصر)

  • نظرات دیگران ( )

  •   یاد تو
  • باران می بارد و دلم عجیب حال و هوای تو را دارد


    یادت هست هروقت که پیش هم بودیم باران می بارید؟! کاش هروقت که باران می بارید هم پیش هم بودیم


    ...از ازدحام یاد تو دیوانه می شوم؛سمت اتاقم می روم هوای اتاقم هنوز عطر گناه آلود تورا در بردارد،تورا دوباره نفس می کشم تورا دوباره هوس می کنم. خیال تو همینجا کنار من است؛دست در دست خیالت با آهنگی که هر دویمان دوست داشتیم عاشقانه می رقصم...


    آهنگ که تمام می شود تو هم میان آغوش من محو می شوی. آه نبودنت دوباره درد می شود و بر اندام خمیده ام می پیچد.    تو را به خدا قسم رفتنت بی انصافی نبود؟؟؟؟ 


     


    وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه


    همه غصه های دنیا توی سینه ی منه


    زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره


    منم عاشقترم انگار وقتی بارون می باره


     


    بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری


    تموم غصه هارو از دل من بر می اری


    اما این فقط یه خوابِ،خوا پشت پنجره


    وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره


    http://up.iranblog.com/Files/463ce4ad18c94ea88082.jpg





  • نویسنده: ویس محلوجی(جمعه 15/5/89 ساعت 8:44 عصر)

  • نظرات دیگران ( )

  •   فرشته
  •       بوسه حرومت هرزه گر وسوسه ی
    کوچه شدی



         عشقم و آلوده نکن    برو که آسوده شدی



         دستامو ول کن تا برم    هیشکی
    نمونه بهتره



        هرکی که بی وفاتره   بازی عشق و می بره


    l885a71o8id75kiy3w9d.jpg



                                  *         *       *



                      هر یک از ما فرشتگانی هستیم با
    یک بال...



            تنها
    زمانی که یکدیگر را در آغوش می گیریم می توانیم پرواز کنیم ! ! !

     

    ig8e98piqmxcgvl07ov.jpg



  • نویسنده: ویس محلوجی(پنج شنبه 13/3/89 ساعت 9:23 عصر)

  • نظرات دیگران ( )

  •   بی وفا
  • من و تو
    دو سرو بلند و عاشق بودیم...



    اکنون تن
    من هیزم شومینه ی اتاق کسیست که از تو کام می گیرد!



    آتش بگیر
    تا بدانی چه می کشم



     d9ua5gzi1admrorvap.jpg



  • نویسنده: ویس محلوجی(یکشنبه 26/2/89 ساعت 9:51 عصر)

  • نظرات دیگران ( )

  •   دلتنگی
  • دلم برات تنگ شده



    برای تویی که می دونم خاطراتمون تو ذهنت یه عالمه گردو خاک گرفته



    هنوزم تو شبهات اگه ماه و داری



    من اون ماه و دادم به تو یادگاری...

    عکس آپلود شده



  • نویسنده: ویس محلوجی(پنج شنبه 9/2/89 ساعت 2:35 صبح)

  • نظرات دیگران ( )

  •   من هنوزم منتظرم
  •                              چرا با اینکه میدونم خطا
    کرده 
                  هنوز دلگرم امیدم که برگرده


  • نویسنده: ویس محلوجی(یکشنبه 29/1/89 ساعت 9:16 عصر)

  • نظرات دیگران ( )

  •   خسته ام
  •    چیزی مرا به قسمت بودن نمیبرد



                               از واژه ی دو وجهی تکرار خسته ام                 من بی رمق ترین نفس این حوالیم


                               وز بودن مکرر بر دار خسته ام


                                من با عبور ثانیه ها خرد میشوم


                        وز حمل این جنازه ی هشیار

    خسته ام......



  • نویسنده: ویس محلوجی(دوشنبه 24/12/88 ساعت 6:54 عصر)

  • نظرات دیگران ( )


  •   لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • تو باز هم نیامدی
    یاد تو
    فرشته
    بی وفا
    دلتنگی
    من هنوزم منتظرم
    خسته ام
    [عناوین آرشیوشده]
  •    RSS 

  •   خانه

  •   شناسنامه

  •   پست الکترونیک

  •  پارسی بلاگ



  • کل بازدید : 5830
    بازدید امروز : 4
    بازدید دیروز : 3
  •   پیوندهای روزانه

  • در حصار تیرگی [69]
    [آرشیو(1)]


  •   فهرست موضوعی یادداشت ها

  • دردهای مشترک . غروب . پدر . ستاره .
  •   مطالب بایگانی شده

  • فروردین 1388 [7]
    خرداد 1388
    تیر 1388 [8]
    مرداد 1388 [2]
    اسفند 1388 [5]
    اسفند 88

  •   درباره من

  • عشق پریشون
    ویس محلوجی[30]
    من از دیار عروسک ها می آیم . از زیر سایه های درختان کاغذی ...

  •   اشتراک در خبرنامه
  •  


  •  لینک دوستان من

  • قصر یخی

  •   اوقات شرعی
  • اوقات شرعی


  •   آهنگ وبلاگ من